![]() |
![]() |
|
|
چقدر حیف شد که هیچ وقت نتونستم بهت بگم تولدت مبارک
هر بار...
|
|
+یادگاری
شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 0:1 به دست یه غریبه |
|
|
یکسال از بدترین روز زندگیم میگذره
یکسال میگذره که خدا بیتای منو برد پیش خودش تو این مدت خیلیا هوامو داشتند ولی..... خیلی حرفا داشتم ولی تا خواستم بنویسم همش یادم رفت حالا که فکر میکنم میبینم حرفی هم نمونده که بزنم چون بیتای من حرف نداشت
" هنوزم تو دلم تکی " |
|
+یادگاری
دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 9:9 به دست یه غریبه |
|
|
سلام
خوبید ؟ اومدم تا احتمالا آخرین پستمو بذارم البته معلوم نیست شاید فردا شایدم هیچ وقت دیگه این وبو آپ نکنم. البته چون احتمال داره یه روز دلم واسه نوشتن تنگ بشه و اینجارو آپ کنم واسه همینم خداحافظی نمیکنم. اون دفعه که خداحافظی کردم دوباره برگشتم نمیخوام این بار هم مثل اون دفعه بشه دوستای قدیمیه من میدونند که حدودا ۸ماه پیش یه مصیبت بزرگ دیدم که تا قبل از اون شاد بودمو همیشه از حال دوستام باخبر بودم ولی از اون قضیه به بعد گاهی اوقات رفتم حالشونو پرسیدم و زیاد دیگه به کسی سر نمیزدم تا وقتی خداحافظی کردم. اون روز تمام دوستامو خبر کردم از اون به بعد با وجودی که آپ میکردم ولی سراغ هیچ کس نرفتم چون منکه دیگه مثل قبل سراغ وب نمیام نمیخواستم اونام دلواپسم شن آخه من دوستای خوبی واسه خودم جمع کرده بودم که همیشه سراغمو میگرفتند انصاف نبود اونارم دلواپس کنم واسه همین تصمیم گرفتم این وب که پر از خاطرات تلخ و شیرینه رو به یه وب متروکه تبدیل کنم وقتی دیگه آپ نشه متروکه میشه دیگه... یه زمان به خاطر فرار از دنیای واقعی به این دنیای مجازی پناه آوردم. اولش خیلی راضی بودم ولی بعد.... البته هنوزم اینجارو دوسش دارم با تمام دوستایی که اینجا دارم ولی دیگه حوصله نوشتنو ندارم اینجا کسی رو به من داد که تا عمر دارم منو مدیونه اینجا کرد راستی : هشت بهشتم میسپارم به هشت بهشتیای گل نگید چون علیرضا رفت ماهم میریم. یادتون باشه اون وب مال من نیست مال.... یه چیز دیگه :دوستایی که میخواین نظر خصوصی بذارین توی این یکی پست نذارید توی پست قبلی نظرای خصوصی بذارین خواهشا
انگار کم کم وقته رفتنه دوستای عزیزم : خیلی دوستون دارم |
|
+یادگاری
دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 16:34 به دست یه غریبه |
|
|
عید سعید فطر به همه مسلمانان جهان مبارکباد
عید رمضان آمدو ماه رمضان رفت صد شکر که این آمدو صد حیف که آن رفت امیدوارم تو این ماه پر برکت همه از تمام لحظه ها استفاده کرده باشیم و تا تونستیم خودمونو تو دلا جاکردیم. هرچند من لایق نبودمو نتونستم دلی به دست بیارم و مثل همیشه باعث آزار دیگران شدم ولی از همه میخوام که واسه همدیگه دعا کنیم
منو درگیر خودت کن تا جهانم زیرو رو شه تا سکوت هرشب من با هجومت روبه روشه بی هدف بدون مقصد سمت طوفان تو میرم منو درگیر خودت کن بلکه آرامش بگیرم با من غریبگی نکن با من که درگیر توام چشماتو از من برندار من مات تصویر توام تو همین جایی همیشه با تو شب شکل یه رویاست آخرین نقطه دنیا تو جهان من همین جاست تو همین جایی و هر روز من به تنهایی دچارم منو نزدیک خودم کن تا تورو یادم بیارم با خیال تو هنوزم مثل هر روز و همیشه هرشب حافظه من پر تصویر تو میشه
|
|
+یادگاری
جمعه بیستم مهر 1386ساعت 22:1 به دست یه غریبه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستای گلم
من چیزی ندارم که بخوام بگم |
|
RSS
|